دو قدم مانده بود به قونيه ...
دوش چه خورده ای دلا
راست بگو نهان مکن...
... باده ی خاص خورده ای ٫ نقل خلاص خورده ای ...
بوی شراب میزند... خربزه در دهان مکن.
ناخلف باشم اگر ....
از ازل ايل و تبارم همه عاشق بودند
سخت وابستهی اين ايل و تبارم، چه کنم؟
هنوزم دلم قرص نیست.شب تازه شروع شده...
من فرو رفتم
در حركت دستان تو
من فرو رفتم
در هر قدمت ، در ميدان
من نگفتم به ذوالكتاف سلام
شانه ات بوسيدم
تا تو از اين همه ناهمواري
به ديار پاكي راه بري
كه در آن يكساني پيروزست
من شكستم در خود
من نشستم در خويش
خسرو گلسرخی
دستي هميشه منتظر دست ديگرست
چشمي هميشه هست كه نمي خوابد
خسرو گلسرخی
نوبت به ما كه رسيد
كشاه از كبوده سفليس باغ بود
سربازهاي رومي
و تاجران جاده ابريشم
تاتارها
سوداگران عطر حجازي
از او گذشته اند
منوچهر آتشی
من جز نگاه خويش جوابي نداشتم
در شهر ناشناخته اي پرسه مي زدم
ديوارهاي شهر مرا مي شناختند
اما ز آشنايي خود دم نمي زدند
گوي نقاب ترس به رخساره داشتند
من جز سكوت خويش ، نقابي نداشتم
نادر نادرپور
نمي كنند از اين قريه كوچ صبحدمي ؟
مگر نه زندگي اينجا روان شان خسته ست ؟
نمي كنند چرا كوچ زين ده ويران ؟
كدام رشته بدين مشت خاك شان بسته ست ؟
شفیعی کدکنی
برادرانم
گل هاي هرزه را
با خون پاك خود
تطهير مي كنند
خسرو گل سرخی
وقتی قبل از یه سمینار یه کلاغ از بالای درختای حسینه ارشاد یه حال اساسی به لباستون که تازه از خشک شویی گرفتید میده ٫ بهتره به جای این که الکی داد و بیداد کنید و به عالم و آدم فحش بدهید بروید خدا را شکر کنید که گاو ها پرواز نمیکنن.
پ.ن : این کدیور هم زیاد بیراه نمیگه ها ٫ کارهای خدا بر اساس عقلانیت بشر قابل توجیه است و از روی حکمته ٫ مثلا خداییش خدا خیلی حکمت داره که برای گاوها بال نذاشته.
2n+1 روز مانده به افتتاح پروژه
راههای زیادی وجود داره برای نابود کردن یه شهر ٫اما ساده ترین راه اینه که قالیباف را بکنید شهردار
الف : تو رضا را میشناسی
ب : رضا؟
الف : آره رضا
ب : کدوم رضا؟
الف : رضا دیگه
ب : همون که موهاش بلنده ؟
الف : نه بابا اون نه
ب : پس کدوم رضا؟
الف : کدوم رضا؟
ب : ای بابا تو خودت میشناختیش که !
الف : من ؟
ب : آره بابا تو میشناختیش
الف : کی را ؟
ب : رضا را دیگه
الف : کدوم رضا؟
ب : رضای شما دیگه
الف : رضای ما که نیست
ب: پس کیه؟
الف : من از کجا بدونم.
ب : ببینم مگه تو رضا را نمیشناسی؟
الف : نه ، چرا باید بشناسمش؟
ب : خب خودت گفتی میشناسیش
الف : برو بابا تو هم گرفتی ما رو
اقتباس از استاد محترم + نمایشنامه جان و جو
خسرو شيرين دهنان
جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت ( بخوانید دارد)
دست در حقله ی آن زلف خم اندر خم زد ( بخوانید خواهد زد )
شما که ندیدید چه جوری میخواهید بفهمید من چی میگم؟
کيجا حمزه کلايی ( دزدک چال )
ما که نمیدونیم کجاست ولی بعضی ها میگن یه ییلاقه اطراف بابلسر
نشون به اون نشون که روز اول به پیمان گفتم این همشهریتونه.
حالا خدایی یعنی اون پسره انقدر خنگ بود؟
از اون جایی که میدونم سطح شعور خواننده ها چقدره ٫ باید بگم اونی که به عنوان تایتل نوشتم اولیش اسم یه آهنگه ( اگه نشنیدین به من چه ) دومی هم خونده میشه : dezdeke chal
فقط یه چیز دیگه : از اونجا که خیلی سرده اگه خواستین برین پتو زیاد ببرین ٫آخه الان اونجا همه ۲ تا پتو رو خودشون میندازن.
من بدم میاد از این.
ولی از اون جایی که یه مدته عمه ی خیلی ها ( از جمله همین پرشین بلاگ خودمون) نیاز به یه احوال پرسی درست و حسابی دارن فعلا باید تحمل کرد.البته این فقط یکیشه . چیز های زیاد هست که فعلا دارم تحمل میکنم.تا کی معلوم نیست.
عرفان الحق
از سرزمین مسلمانان میگذشت.از گلدسته ی مسجدی بانگ برخاست : الله اکبر
آرام زیر لب گفت : و انا اکبر منه
راهش را کشید و رفت.
آشوب
نوترینوها از واکنش های هسته ای فراری اند وخیلی به ندرت جذب هسته میشوند.اما هنگامی که جذب شوند دما را انقدر بالا میبرند که تعادل ستاره ها را بر هم میزنند و موجبات انفجار جایی که جذب آن شده اند را فراهم میکنند.
پ.ن ۱: به قول عبدالله از وقتی اندی گفته خوشگلا باید برقصن دیگه این دخترای کلاس ما یه لحظه هم آروم و قرار ندارن.
پ.ن۲ : علت اصلی انفجارهای ابر نواختری جذب نوترینوها در هسته های ستاره ای است که میتواند دما را تا حدود ۶ میلیارد کلوین بالا ببرد.
آبسال
۱- حال خونین دلان که گوید باز...
۲- تازه فهمیدم چرا انقدر حقوقم زیاده ، عمو از من به عنوان لولوخورخوره استفاده میکنه :
- هر کی درس نخونه میدم کارتاژ بخوردش
۳- با ما منشین، اگرنه بد نام شوی...
مهر لب او ...
هر کسی را سر حق آموختند ٫
آن چنان دهانش سرویس کردند که دیگر صدایش در نیاید.
